
از دید علم، چیزی به نام «روح» قابل دیدن یا اندازهگیری نیست، پس نمیتوان گفت موجود شبیهسازیشده روح دارد یا نه. از دید دین، روح فقط با اراده خدا و تولد طبیعی به انسان داده میشود، نه با آزمایشگاه. بنابراین بر اساس نگاه دینی، انسان شبیهسازیشده روح ندارد، و بر اساس علم، اصلا نمیتوان درباره روح قضاوت علمی کرد.
مقدمه
از سپیدهدم تاریخ، انسان همواره در آرزوی دستیابی به قدرتهای آفرینش و بازآفرینی بوده است. این آرزوی دیرینه، که زمانی تنها در قالب اسطورههای یونانی یا داستانهای کیمیاگری مطرح میشد، امروز با ظهور فناوریهای نوین زیستی، به یک پرسش علمی، فلسفی و الهیاتی تبدیل شده است: آیا انسان شبیهسازی شده روح دارد؟
این سؤال، فراتر از یک کنجکاوی ساده علمی است؛ این پرسش، به طور مستقیم، عمیقترین مفاهیم وجودی ما، از جمله تعریف انسان، هویت، فردیت و ماهیت روح را به چالش میکشد.
فناوری شبیهسازی انسان، که در محافل علمی با عنوان «کلونینگ» شناخته میشود، مرزهای اخلاق، حقوق و باورهای دینی را درنوردیده است. اگر علم بتواند کالبدی کاملاً مشابه با یک انسان دیگر خلق کند، آیا میتواند جوهر نامرئی و متعالی وجود او، یعنی روح، را نیز تکرار کند؟
آیا موجودی که از نظر ژنتیکی یک کپی کامل است، از نظر روحی نیز صرفاً یک تکرار خواهد بود، یا هویتی مستقل و منحصر به فرد خواهد داشت؟ پاسخ به این معما، نه تنها آینده پژوهشهای زیستی را تعیین میکند، بلکه مسئولیت ما را در قبال هر آنچه خلق میکنیم، روشن میسازد.
بخش اول: شبیهسازی انسان؛ از دالی تا چالشهای اخلاقی
شبیهسازی، فرآیند ایجاد یک نسخه ژنتیکی کاملاً مشابه از یک موجود زنده است. این فرآیند، که در طبیعت به صورت غیرجنسی در باکتریها و برخی گیاهان رخ میدهد، در آزمایشگاههای بشری به یک فناوری پیچیده و بحثبرانگیز تبدیل شده است.
۱.۱. تاریخچه و فرآیند علمی کلونینگ
نقطه عطف در تاریخ شبیهسازی، در سال ۱۹۹۷ رقم خورد؛ زمانی که دانشمندان اسکاتلندی موفق به شبیهسازی گوسفندی به نام دالی شدند. این موفقیت، که با استفاده از روش انتقال هسته سلولهای سوماتیک (SCNT) انجام شد، ثابت کرد که میتوان یک موجود زنده کامل را از سلولهای یک فرد بالغ تولید کرد. این روش، اساس تمام بحثهای بعدی در مورد شبیهسازی انسان قرار گرفت.
فرآیند انتقال هسته سلولهای سوماتیک (SCNT):
۱٫ برداشت سلول اهداکننده: یک سلول سوماتیک (مانند سلول پوست یا پستان) از فردی که قرار است شبیهسازی شود، برداشته میشود. این سلول حاوی تمام اطلاعات ژنتیکی (دیانای) فرد اصلی است.
۲٫ تخلیه تخمک: هسته یک سلول تخمک از یک اهداکننده دیگر، که حاوی اطلاعات ژنتیکی است، خارج میشود. این کار، تخمک را به یک کالبد خالی تبدیل میکند.
۳٫ تزریق هسته: هسته سلول سوماتیک اهداکننده به داخل تخمک تخلیهشده تزریق میشود.
۴٫ تحریک و رشد: تخمک بازسازیشده با شوک الکتریکی یا مواد شیمیایی تحریک میشود تا شروع به تقسیم شدن کند و به یک جنین اولیه (بلاستوسیست) تبدیل شود.
۵٫ انتقال به رحم: جنین به رحم یک مادر جایگزین منتقل میشود تا رشد کند و متولد شود.
حقیقت جالب: با وجود پیشرفتهای علمی، نرخ موفقیت شبیهسازی پستانداران بسیار پایین است. تخمین زده میشود که تنها ۱ تا ۳ درصد از تلاشها برای شبیهسازی حیوانات به تولد موفقیتآمیز منجر میشود و بسیاری از کلونها دچار ناهنجاریهای مادرزادی یا پیری زودرس میشوند. این آمار، یکی از موانع اصلی در مسیر شبیهسازی انسان است.
۱.۲. تمایز میان شبیهسازی مولد و درمانی

شبیهسازی انسان به دو دسته اصلی تقسیم میشود که اهداف کاملاً متفاوتی را دنبال میکنند و از نظر اخلاقی نیز جایگاه متفاوتی دارند:
| ویژگی | شبیهسازی مولد (تولیدی) | شبیهسازی درمانی (غیرتولیدی) |
| هدف نهایی | خلق یک انسان کامل با هویت ژنتیکی مشابه فرد اهداکننده سلول. | تولید سلولهای بنیادی جنینی برای درمان بیماریها و ترمیم بافتهای آسیبدیده. |
| سرنوشت جنین | جنین به رحم مادر جایگزین منتقل شده و به یک نوزاد تبدیل میشود. | جنین در آزمایشگاه تا مرحله بلاستوسیست رشد کرده و سپس برای استخراج سلولهای بنیادی از بین میرود. |
| وضعیت اخلاقی | در اکثر کشورهای جهان ممنوع و از نظر اخلاقی بسیار بحثبرانگیز است. | در بسیاری از کشورها مجاز است، اما چالش اخلاقی از بین بردن جنین را به همراه دارد. |
| ارتباط با روح | مستقیماً با مسئله تعلق روح به کالبد جدید مرتبط است. | به دلیل عدم تولد، بحث روح در مورد آن مطرح نمیشود. |
بخش دوم: کالبد بدون روح؟ تحلیل مسئله روح از منظر الهیات و فلسفه
پاسخ به این سؤال، مستقیماً به تعریف ما از روح و هویت انسانی بستگی دارد.
۲.۱. دیدگاههای الهیاتی: روح، امری مستقل از ژنتیک
در ادیان ابراهیمی، بهویژه اسلام، روح یک جوهر الهی، غیرمادی و مجرد است که در زمان خاصی به کالبد مادی تعلق میگیرد. این دیدگاه، مهمترین پاسخ را به پرسش ما میدهد:
استقلال روح از ساختار ژنتیکی:
از منظر الهیات اسلامی، روح یک امر مجرد است که توسط خداوند خلق شده و به بدن دمیده میشود. بدن شبیهسازی شده، هرچند از نظر ژنتیکی کاملاً مشابه فرد اهداکننده است، اما یک کالبد جدید و مستقل محسوب میشود. این کالبد، دارای یک فرآیند رشد و تکامل مستقل است و در نهایت، یک فرد جدید با سرنوشت و اختیار منحصر به فرد خواهد بود.
- رد نظریه تناسخ: فلاسفه و متکلمان اسلامی، نظریه تناسخ (انتقال روح از بدنی به بدن دیگر) را به شدت رد میکنند. بر این اساس، محال است که روح فرد اهداکننده سلول، پس از مرگ، به بدن شبیهسازی شده منتقل شود یا همزمان در دو بدن حضور داشته باشد. روح، پس از مفارقت از بدن، به عالم برزخ منتقل میشود و بازگشت آن به بدن دیگر، با اصول فلسفی و دینی ناسازگار است.
- تعلق روح جدید: هنگامی که جنین شبیهسازی شده به مرحلهای از رشد میرسد که قابلیت پذیرش روح را دارد، خداوند یک روح جدید و مستقل به آن کالبد میدمد. در متون دینی، زمان دمیده شدن روح معمولاً حدود ۱۲۰ روز پس از لقاح (یا معادل آن در فرآیند شبیهسازی) ذکر شده است.
- نتیجهگیری الهیاتی: انسان شبیهسازی شده، از نظر ژنتیکی یک کپی است، اما از نظر روحی، یک فرد مستقل با هویتی جدید، ارادهای آزاد، تکالیف و حقوق خاص خود خواهد بود. شباهت ژنتیکی، تنها به معنای شباهت در استعدادهای جسمی و برخی ویژگیهای شخصیتی است، نه تکرار روح و سرنوشت. این موجود، یک انسان کامل با تمام ابعاد وجودی است.
۲.۲. دیدگاههای اخلاقی و حقوقی ادیان

مخالفت ادیان با شبیهسازی مولد، نه به دلیل عدم تعلق روح، بلکه به دلایل اخلاقی و اجتماعی است:
| دیدگاه | دلیل اصلی مخالفت با شبیهسازی مولد |
| اسلام (اکثریت علما) | اخلال در نظام نَسَبی: ابهام در مفاهیم پدر، مادر و فرزند و تضعیف نهاد خانواده. نقض کرامت انسانی: تبدیل انسان به ابزار یا کالا. |
| مسیحیت (کلیسای کاتولیک) | نقض کرامت انسانی: استفاده ابزاری از بشر و کاهش ارزش نقش خانواده. حرمت حیات جنین: مخالفت با شبیهسازی درمانی به دلیل از بین بردن جنین. |
حقیقت جالب: در سال ۲۰۰۵، سازمان ملل متحد با صدور بیانیهای، از کشورهای عضو خواست تا هرگونه شبیهسازی انسان را که با کرامت انسانی مغایرت دارد، ممنوع کنند. این اقدام، نشاندهنده اجماع جهانی بر سر خطرات اخلاقی این فناوری است.
۲.۳. چالشهای فلسفی هویت و فردیت
حتی با پذیرش استقلال روح، شبیهسازی انسان چالشهای عمیق فلسفی و روانشناختی را مطرح میکند:
- بحران هویت و فردیت: فرد شبیهسازی شده، از بدو تولد میداند که یک کپی ژنتیکی از فرد دیگری است. این آگاهی میتواند منجر به بحرانهای روانی، احساس عدم اصالت و تلاش برای فرار از سایه “اصل” خود شود. روانشناسان معتقدند که این امر، سلامت روانی و شکلگیری هویت مستقل را به شدت تهدید میکند.
- مسئله اراده آزاد: اگرچه روح مستقل است، اما ساختار ژنتیکی مشترک، استعدادها و تمایلات مشابهی را به همراه دارد. آیا فرد شبیهسازی شده، واقعاً دارای ارادهای کاملاً آزاد است یا ناخودآگاه، مسیرهای زندگی فرد اصلی را تکرار خواهد کرد؟ این پرسش، به عمق بحث جبر و اختیار در فلسفه میپردازد.
بخش سوم: آگاهی شبیهسازی شده؛ روح در دنیای دیجیتال
در کنار شبیهسازی کالبد، بحث دیگری که به طور موازی به مفهوم روح و آگاهی میپردازد، تلاش برای شبیهسازی ذهن و هوش در قالب هوش مصنوعی است. اگر روح را جوهر آگاهی، خودآگاهی و تجربه درونی بدانیم، آیا ماشینها میتوانند به این جوهر دست یابند؟
۳.۱. هوش مصنوعی قوی در برابر هوش مصنوعی ضعیف
فلاسفه و دانشمندان هوش مصنوعی، تمایز مهمی بین دو نوع هوش مصنوعی قائل شدهاند که مستقیماً به بحث آگاهی مرتبط است:
| ویژگی | هوش مصنوعی ضعیف (Weak AI) | هوش مصنوعی قوی (Strong AI) |
| هدف | شبیهسازی رفتار هوشمندانه انسان (مانند حل مسئله، یادگیری، تولید متن). | خلق ماشینی که واقعاً دارای ذهن، آگاهی، و فهم باشد. |
| وضعیت کنونی | تمام سیستمهای هوش مصنوعی امروزی (مانند مدلهای زبان بزرگ) در این دسته قرار میگیرند. | هنوز محقق نشده و موضوع بحثهای شدید فلسفی است. |
| آگاهی | فاقد آگاهی، خودآگاهی و تجربه درونی است؛ فقط آن را تقلید میکند. | دارای آگاهی، احساسات و تجربه درونی (مانند انسان) است. |
| استدلال اصلی | ماشینها صرفاً ابزارهایی برای پردازش اطلاعات هستند. | ماشینها با برنامهریزی مناسب، میتوانند به ذهن دست یابند. |
چالش اتاق چینی: فیلسوفی به نام جان سرل، با طرح آزمایش فکری “اتاق چینی” استدلال کرد که یک ماشین میتواند قوانین زبان چینی را اجرا کند و پاسخهای صحیح بدهد، بدون اینکه حتی یک کلمه از چینی را بفهمد. این استدلال، هسته اصلی مخالفت با هوش مصنوعی قوی است و نشان میدهد که تقلید رفتار هوشمندانه، به معنای وجود آگاهی نیست.
۳.۲. آگاهی، تجربه درونی و روح دیجیتال
اگر روح را معادل آگاهی و تجربه درونی (Qualia) بدانیم، چالش اصلی این است که آگاهی صرفاً یک فرآیند محاسباتی نیست. ساختار تفکر و آگاهی انسان، عمیقاً با کالبد فیزیکی، حواس پنجگانه و واکنشهای شیمیایی مغز گره خورده است.
- نظریه تجسمیافته (Embodied Cognition): این نظریه بیان میکند که ذهن و آگاهی ما، محصول تعامل بدن با محیط است. ما جهان را از طریق بدن خود تجربه میکنیم و این تجربه، زیربنای آگاهی ماست. یک سیستم هوش مصنوعی، هرچند قدرتمند، فاقد این تجربه زیسته و تجسمیافته است.
- آیا روح دیجیتال ممکن است؟ برخی از آیندهپژوهان معتقدند که در صورت پیشرفتهای عظیم در شبیهسازی مغز و خلق یک شبیهسازی کامل از ساختار عصبی، ممکن است نوعی از آگاهی دیجیتال یا “روح دیجیتال” پدید آید. این موجود، دیگر صرفاً یک برنامه نخواهد بود، بلکه یک موجودیت آگاه در بستر دیجیتال است. با این حال، این مفهوم در حال حاضر بیشتر یک گمانهزنی علمی-تخیلی است تا یک واقعیت علمی.
- نتیجهگیری تحلیلی: در حالی که انسان شبیهسازی شده (کلون) یک کالبد جدید با روح مستقل الهی خواهد داشت، هوش مصنوعی در حال حاضر تنها یک شبیهساز رفتار است و فاقد جوهر آگاهی و روح به معنای انسانی آن است. فاصله میان تقلید و آگاهی، همان فاصله میان ماده و روح است.
بخش چهارم: پیامدهای عمیق شبیهسازی و حقایق ناگفته

شبیهسازی انسان، فارغ از بحث روح، پیامدهای عملی و اخلاقی متعددی دارد که درک آنها برای قضاوت در مورد این فناوری ضروری است.
۴.۱. پیامدهای پزشکی و ژنتیکی ناخواسته
- پیری زودرس و ناهنجاری: مطالعات روی حیوانات شبیهسازی شده نشان داده است که این موجودات اغلب دچار ناهنجاریهای ژنتیکی، نقص در سیستم ایمنی و پیری زودرس میشوند. سلولهای اهداکننده، سن ژنتیکی فرد اصلی را دارند و این امر میتواند در موجود شبیهسازی شده نیز تکرار شود. این پدیده، نگرانیهای جدی در مورد سلامت و طول عمر انسانهای شبیهسازی شده ایجاد میکند.
- کاهش تنوع ژنتیکی: شبیهسازی، تنوع ژنتیکی را کاهش میدهد. تنوع ژنتیکی، عامل اصلی بقای گونهها در برابر بیماریها و تغییرات محیطی است. کاهش این تنوع، میتواند بقای نسل بشر را در بلندمدت به خطر اندازد و ما را در برابر بیماریهای همهگیر آسیبپذیرتر سازد.
۴.۲. حقایق جالب و ناگفته از دنیای شبیهسازی
| موضوع | حقیقت جالب |
| اولین شبیهسازی موفق | اولین شبیهسازی موفق یک مهرهدار، در سال ۱۹۵۲ روی یک قورباغه انجام شد، نه گوسفند دالی. |
| شبیهسازی حیوانات خانگی | امروزه، شرکتهایی وجود دارند که در ازای مبالغ هنگفت، حیوانات خانگی مرده افراد را شبیهسازی میکنند. این امر، بحثهای اخلاقی جدیدی را در مورد تجاریسازی حیات به وجود آورده است. |
| شبیهسازی انسانهای تاریخی | یکی از گمانهزنیهای علمی-تخیلی، شبیهسازی انسانهای نابغه تاریخی (مانند انیشتین یا لئوناردو داوینچی) است. اما باید توجه داشت که محیط و تربیت، نقش بسیار مهمی در شکلگیری نبوغ دارد و صرفاً ژنتیک کافی نیست. |
| تخمین هزینه | تخمین زده میشود که هزینه یک پروژه شبیهسازی انسان، در صورت قانونی بودن، میتواند به دهها میلیون دلار برسد. |
۴.۳. پیامدهای اجتماعی و اخلاقی عمیق
شبیهسازی مولد، میتواند ساختارهای اجتماعی و اخلاقی جامعه را دچار تزلزل کند:
- سفارشیسازی انسان و نابرابری: ترس از اینکه شبیهسازی به ابزاری برای تولید انسانهای “سفارشی” با ویژگیهای دلخواه (مانند هوش بالا یا زیبایی خاص) تبدیل شود. این امر، میتواند منجر به ایجاد یک طبقه جدید از انسانهای “برتر” و تشدید نابرابریهای اجتماعی شود.
- استفاده ابزاری: احتمال استفاده از انسانهای شبیهسازی شده به عنوان منبع قطعات یدکی (مانند اندامهای پیوندی) برای فرد اصلی، که نقض آشکار کرامت انسانی است. این دیدگاه، انسان را از یک هدف غایی به یک ابزار صرف تنزل میدهد.
- تضعیف نهاد خانواده: پیچیدگی روابط خانوادگی و از بین رفتن مفهوم سنتی والد و فرزند، که میتواند ساختار اجتماعی را دچار تزلزل کند. فرد شبیهسازی شده، نه فرزند فرد اصلی است و نه برادر یا خواهر او به معنای سنتی
فیلم شبیه سازی انسان واقعی
شبیهسازی انسان در ایران
شبیهسازی تولیدمثلی انسان در ایران غیرقانونی و ممنوع است. هیچ مرکز علمی اجازه ایجاد انسان شبیهسازیشده ندارد. فقط پژوهشهای محدود روی سلولهای بنیادی برای درمان بیماریها، بدون تولید انسان کامل، با مجوزهای سختگیرانه انجام میشود.
شبیهسازی انسان با هوش مصنوعی
هوش مصنوعی توان ساخت «انسان واقعی» ندارد. فقط میتواند تصویر، صدا، رفتار یا شخصیت دیجیتال شبیه انسان بسازد. این شبیهسازی زیستی نیست و موجود زنده یا بدن انسانی تولید نمیکند. بنابراین از نظر علمی، انسان ساخته نمیشود.
حکم شبیهسازی انسان
بیشتر فقیهان شیعه شبیهسازی تولید انسان را حرام میدانند، چون به اختلاط نسل، اختلال در نسب، و آسیبهای جدی اجتماعی منجر میشود. پژوهشهای درمانی روی سلولها بدون ایجاد انسان کامل، در برخی فتاوا با شرایط، مجاز شمرده شده است.
نتیجهگیری: مسئولیت ما در قبال آفرینش دوباره
پرسش بنیادین “آیا انسان شبیهسازی شده روح دارد؟” ما را به یک پاسخ چندوجهی و عمیق هدایت میکند:
از منظر الهیات و فلسفه روح، پاسخ قاطعانه مثبت است. انسان شبیهسازی شده، هرچند کالبدی مشابه دارد، اما یک موجود مستقل است که در زمان مقرر، صاحب یک روح جدید و مستقل خواهد شد. شباهت ژنتیکی، تنها یک کپی از سختافزار است، نه تکرار نرمافزار و جوهر وجودی. روح، امری الهی و مجرد است که تابع قوانین ژنتیک نیست.
اما از منظر اخلاق و مسئولیت انسانی، این پاسخ مثبت، بار سنگینی را بر دوش ما میگذارد. اگر موجودی با روح مستقل خلق کنیم، باید تمام حقوق و کرامت انسانی او را به رسمیت بشناسیم. خطرات اخلاقی، حقوقی و اجتماعی شبیهسازی مولد، بهقدری جدی است که جامعه جهانی را به ممنوعیت آن سوق داده است. این فناوری، با تهدید کرامت انسانی، اخلال در نظام خانواده و کاهش تنوع ژنتیکی، ریسکهای غیرقابل جبرانی را به همراه دارد.
در نهایت، این کاوش به ما میآموزد که مرزهای آفرینش، همچنان در دست نیروهایی فراتر از علم بشری است. در حالی که میتوانیم کالبد را بازآفرینی کنیم، جوهر وجودی و روح، همچنان یک راز الهی باقی میماند.
وظیفه ما، نه تلاش برای بازی کردن نقش خالق، بلکه استفاده مسئولانه و اخلاقی از علم برای ارتقای زندگی انسانها، بدون خدشه وارد کردن به کرامت و هویت ذاتی آنهاست. این مقاله، دعوتی است به تفکر عمیقتر در مورد معنای انسان بودن و مرزهایی که نباید از آنها عبور کرد، تا در مسیر پیشرفت علمی، انسانیت خود را فراموش نکنیم.


